افراد آزاد شده از زندان چگونه مسکن پیدا می کنند؟

در سال 2011، او به سرقت اعتراف کرد و 10 سال محکوم شد. در سال 2014، در آتیکا، پس از اینکه هیئت منصفه ای در شهرستان وایومینگ روستایی او را به جرم ترویج کالاهای قاچاق زندان گناهکار تشخیص داد، دو سال و نیم دیگر به او اضافه شد (او با مسواک تیز شده ای که به گفته خودش کاشته شده بود، پیدا شد).

آقای. ترنر در فوریه 2024 آزاد می شود و او قصد دارد با همسرش زندگی کند که یک آپارتمان دو خوابه به قیمت 2100 دلار در East Flatbush اجاره کرده است. اگر بازی رپ به نتیجه نرسید، برنامه پشتیبان او این است که یک مربی شخصی باشد. پرسیدم اگر رابطه درست نشد چه؟ به تلویزیون اشاره کردم که «عشق پس از قفل شدن» را پخش می‌کرد، یک نمایش واقعی که به ما یادآوری می‌کند که بعد از آزادی شما، عاشقانه دشوار است.

آقای “یعنی من همیشه یک پلن B داشتم.” ترنر به من گفت. “مادر من اخیرا درگذشت و او برای من یک تعاونی یک خوابه گذاشت. یک دوست خانوادگی آن را به اجاره می دهد.»

به او گفتم، گاهی اوقات آن موقعیت‌های اجاره فرعی ممکن است پیچیده شود.

وقتی شاید 11 یا 12 ساله بودم و با مادر و ناپدری ام در آشپزخانه جهنم زندگی می کردم، مادر نام او را در لیست اجاره آپارتمان های تثبیت شده قرار می داد. او آنها را تعمیر می کرد و به طور غیرقانونی آنها را به اجاره می داد. یک بار، او یک کلید یدکی را نزد سوپر گذاشت که معتقد بود وارد آپارتمان مستاجرش شده و پول را دزدیده است. وقتی خانواده من با سوپر مواجه شدند، هرج و مرج به پا شد. مامان، خواهرم، ناپدری ام و مستاجر همگی دستگیر شدند. در بیرون ساختمان، برادر شوهرم توانست مرا به میان جمعیت بکشاند. دختر سوپر برای پدرش گریه کرد و با دستبند پشت سر مادرم به او اشاره کرد. “تو برای مادرت گریه نمی کنی؟” مامان سرم داد زد.

مامان بالاخره قانونی شد، مجوز نماینده اش را گرفت، دلال شد، سپس مغازه خودش را با نام «لورا اوکانل املاک» باز کرد. من فروشنده مواد مخدر شدم. در سال 2001 در 24 سالگی مردی را در بروکلین تیراندازی کردم و کشتم. من با 25 سال زندگی به علاوه سه سال دیگر به خاطر فروش مواد مخدر پایان یافتم. مامان رو به گریه انداختم قلب مادر دیگری را هم شکستم. مرد جوانی که من کشتم در همان پروژه های بروکلین که من انجام دادم بزرگ شد. در طول سالها، برای کاری که انجام دادم، احساس شرمندگی زیادی کردم، برای افرادی که به آنها صدمه زدم پشیمان شدم. این باعث می شود که این بار از خانه بیرون بیایم و کارها را به درستی انجام دهم.

در حوالی سال 2010، در آتیکا، به یک کارگاه نویسندگی خلاق ملحق شدم و در یک سلول، روی یک سطل واژگون نشسته بودم، در بین توالت و تختخواب نشسته بودم، مقالات مجلات مهندسی معکوس، ساعت ها به ماشین تحریر نگاه می کردم. من در شرف ارائه درخواست عفو به فرماندار هستم و از او بخواهم چند سال از محکومیت من را بتراشد. داشتن یک برنامه قوی برای ورود مجدد، نحوه کسب درآمد و محل زندگی شما، همه بخشی از این فرآیند است.

Warren Richardson

پیشگام رسانه های اجتماعی. تنظیم کننده. معتاد زامبی برنده جایزه. دردسر ساز. مستعد حملات بی تفاوتی.

تماس با ما